خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم

    که یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود، بابام یهو زد زیر خنده!

    گفتم چرا میخندى؟

    گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى، شست پامو مى کردم تو

    حلقت

    چون شور بود خوشت میومد ، ساکت میشدى !


    این مطلب تا کنون 4 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر