تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم

    که یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود، بابام یهو زد زیر خنده!

    گفتم چرا میخندى؟

    گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى، شست پامو مى کردم تو

    حلقت

    چون شور بود خوشت میومد ، ساکت میشدى !


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر